نگاره »

نگاره:  لذت ناب تماشای عطف کتابهایم در کتابخانه (جذاب‌ترین جای خانه) پ.ن. طبیعتاً این فقط دیوارِ یک طرف اتاق است. (ریا هم نشد اصلا )#کتاب#کتابخانه#اتاق#تماشا#Library#Study#StudyRoom#books

نگاره: لذت ناب تماشای عطف کتابهایم در کتابخانه (جذاب‌ترین جای خانه) پ.ن. طبیعتاً این فقط دیوارِ یک طرف اتاق است. (ریا هم نشد اصلا )#کتاب#کتابخانه#اتاق#تماشا#Library#Study#StudyRoom#books

مسعود بُربُر اسفند ۲۲, ۱۳۹۷ ۰

بیشتر بخوانید »
نگاره:  گوشه‌هایی از داستان‌خوانی دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۷با حضور بهاره ارشد ریاحی

نگاره: گوشه‌هایی از داستان‌خوانی دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۷با حضور بهاره ارشد ریاحی

مسعود بُربُر اسفند ۱۴, ۱۳۹۷ ۰

بیشتر بخوانید »
نگاره:  -این‌ها چهار تا از عکس‌های زمستان ده سال پیش من است. زندگی آن زمان بی‌اندازه متفاوت از امروز بود‌. فهم من از زندگی هم. حتما از آن روزها تا حالا اشتباهات زیادی کرده‌ام که شاید بعضی‌هایش خیلی هم بزرگ بوده باشد، اما ترجیح داده‌ام حسرت اشتباه‌هایی که کرده‌ام را بخورم تا حسرت کارهایی که نکرده‌ام، درست یا غلط!#۱۰yearschallenge #me——————————- #thosewerethedays#rockclimbing #kayaking #Iran #travel #winter #persiangulf #mountains #writing

نگاره: -این‌ها چهار تا از عکس‌های زمستان ده سال پیش من است. زندگی آن زمان بی‌اندازه متفاوت از امروز بود‌. فهم من از زندگی هم. حتما از آن روزها تا حالا اشتباهات زیادی کرده‌ام که شاید بعضی‌هایش خیلی هم بزرگ بوده باشد، اما ترجیح داده‌ام حسرت اشتباه‌هایی که کرده‌ام را بخورم تا حسرت کارهایی که نکرده‌ام، درست یا غلط!#۱۰yearschallenge #me——————————- #thosewerethedays#rockclimbing #kayaking #Iran #travel #winter #persiangulf #mountains #writing

مسعود بُربُر دی ۲۶, ۱۳۹۷ ۰

بیشتر بخوانید »
نگاره:  اشتباه نکن، کمان را برای تو کشیده‌ام، نوک پیکان را برای تو تیز کرده‌ام، و نشانه‌گیری من خوب است. در همه جنگ‌هایی که باختم هم خوب بود: من برای باختن نشانه می‌گیرم، برای به دام افتادن کمان می‌کشم.

نگاره: اشتباه نکن، کمان را برای تو کشیده‌ام، نوک پیکان را برای تو تیز کرده‌ام، و نشانه‌گیری من خوب است. در همه جنگ‌هایی که باختم هم خوب بود: من برای باختن نشانه می‌گیرم، برای به دام افتادن کمان می‌کشم.

مسعود بُربُر دی ۲۲, ۱۳۹۷ ۰

بیشتر بخوانید »
نگاره:  شیشه‌های ترک خورده را خاک گرفته و درِ چوبی اتاق سال‌ها بود که به ناله نیافتاده بود. خط زردیِ آفتاب از تنِ ستون‌های تخت جمشید بالا می‌رفت و سایه‌ی کوه‌ها شاخه‌های خشک انار را تصرف می‌کرد. صدای خش خشی از پاکوب‌ها بلند نمی‌شد و کسی آواز دلتنگش را به دست باد نمی‌داد. آفتابِ مرده‌ی شهریور سوارِ باد شده بود و می‌رفت…

نگاره: شیشه‌های ترک خورده را خاک گرفته و درِ چوبی اتاق سال‌ها بود که به ناله نیافتاده بود. خط زردیِ آفتاب از تنِ ستون‌های تخت جمشید بالا می‌رفت و سایه‌ی کوه‌ها شاخه‌های خشک انار را تصرف می‌کرد. صدای خش خشی از پاکوب‌ها بلند نمی‌شد و کسی آواز دلتنگش را به دست باد نمی‌داد. آفتابِ مرده‌ی شهریور سوارِ باد شده بود و می‌رفت…

مسعود بُربُر دی ۹, ۱۳۹۷ ۰

بیشتر بخوانید »
نگاره:  اما آن جانورانِ به بند کشیده، آن چشم‌ها…⁣⁣⁣⁣But those captive beasts, those eyes…⁣⁣⁣⁣#eyes #rural #portrait #boy #people #life #children #bnw

نگاره: اما آن جانورانِ به بند کشیده، آن چشم‌ها…⁣⁣⁣⁣But those captive beasts, those eyes…⁣⁣⁣⁣#eyes #rural #portrait #boy #people #life #children #bnw

مسعود بُربُر آذر ۱۳, ۱۳۹۷ ۰

بیشتر بخوانید »
نگاره:  هر کدام از آن‌ها چه قصه‌ای پیش رو دارند؟ سال‌ها بعد، فاصله هر کدامشان با این عکس چگونه پر شده است؟ کجا هستند؟ آنجا چه جور جایی شده است؟ برای دوربین‌های آن زمان چه ژستی می‌گیرند؟ زندگی در نگاهشان چگونه ردی به جا گذاشته است؟What story is ahead of each of them? Years later, how is their gap between them and this picture filled? Where are they? And how is the place they are in? How will they pose for that time's camera? What kind of footprint, life has left on their look?#children #sky #wall #pose #smile #family #goodcompany #rural #life #child

نگاره: هر کدام از آن‌ها چه قصه‌ای پیش رو دارند؟ سال‌ها بعد، فاصله هر کدامشان با این عکس چگونه پر شده است؟ کجا هستند؟ آنجا چه جور جایی شده است؟ برای دوربین‌های آن زمان چه ژستی می‌گیرند؟ زندگی در نگاهشان چگونه ردی به جا گذاشته است؟What story is ahead of each of them? Years later, how is their gap between them and this picture filled? Where are they? And how is the place they are in? How will they pose for that time's camera? What kind of footprint, life has left on their look?#children #sky #wall #pose #smile #family #goodcompany #rural #life #child

مسعود بُربُر آبان ۱۸, ۱۳۹۷ ۰

بیشتر بخوانید »
نگاره:  داستان‌خوانی با مسعود بُربُر  این هفته بهاره نوربخش بخش‌هایی از رمانش به نام «عطر قالی نسیم عشق» را برایمان می‌خواند. از او کتاب‌های «شاخه نسترن»، «شیگانهوس» و «من از یادت نمی‌کاهم» نیز منتشر شده است.  مسعود بربر، برگزارکننده این دورهمی داستان‌نویس و پژوهشگر داستان و روایت است. نشانی: ولیعصر نرسیده به سینما آفریقا خیابان بهمبری پلاک ۲۸ کافهستاره 🗓 زمان: دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۶:۳۰ تا ٨:٣٠ عصر  حداقل ١٠ هزار تومان بابت استفاده از مکان و هزینه پذیرایی به کافه پرداخت می‌کنیم.

نگاره: داستان‌خوانی با مسعود بُربُر این هفته بهاره نوربخش بخش‌هایی از رمانش به نام «عطر قالی نسیم عشق» را برایمان می‌خواند. از او کتاب‌های «شاخه نسترن»، «شیگانهوس» و «من از یادت نمی‌کاهم» نیز منتشر شده است. مسعود بربر، برگزارکننده این دورهمی داستان‌نویس و پژوهشگر داستان و روایت است. نشانی: ولیعصر نرسیده به سینما آفریقا خیابان بهمبری پلاک ۲۸ کافهستاره 🗓 زمان: دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۶:۳۰ تا ٨:٣٠ عصر حداقل ١٠ هزار تومان بابت استفاده از مکان و هزینه پذیرایی به کافه پرداخت می‌کنیم.

مسعود بُربُر آبان ۱۲, ۱۳۹۷ ۰

بیشتر بخوانید »
داستان‌خوانی با مسعود بُربُر، این هفته با سمیرامیس بابایی

داستان‌خوانی با مسعود بُربُر، این هفته با سمیرامیس بابایی

مسعود بُربُر آبان ۶, ۱۳۹۷ ۰

#داستان‌خوانی با مسعود بُربُر این هفته بخش‌هایی از ترجمه‌ #سمیرامیس_بابایی از رمان «دروازه راشومون» نوشته‌ی آی.جی.پارکر و نمایشنامه «مسئله غامض» نوشته‌ی تام استوپارد را خواهیم شنید. #مسعود_بربر، برگزارکننده این دورهمی داستان‌نویس و پژوهشگر #داستان

بیشتر بخوانید »
جشن تولد در واگن آخر قطار

جشن تولد در واگن آخر قطار

مسعود بُربُر مهر ۲۹, ۱۳۹۷ ۰

چند دقیقه شده که قطار به ایستگاه نیامده؟ ساعتم را نگاه می‌کنم اما انگار ایستاده است. بلند می‌شوم. می‌روم لب خط دو طرف ایستگاه را نگاه می‌کنم و از انتهای هیچ یک از تونل‌ها

بیشتر بخوانید »