خانه > آرشیو نویسنده: مسعود بُربُر (برگه 16)
آرشیو نویسنده: مسعود بُربُر
نگاره: فصل سوختن پرندگان و حیوانات/جنگلها آمادهی آتش میشوندخبرگزاری مهر، گروه جامعه- مسعود بُربُر: خط سرخ آتش از میان علفهای خشک و کوتاه روی تن کوه بالا میرود. درختها یکی یکی گُر میگیرند و سرخ میشوند و شاخههایشان از درون میپکد و با صدای ترق و توروق جدا میشود و میافتد. بوی دود و گوشت سوخته پرندگان و حیوانات همه جا را گرفته است و محیطبانان با ترکههای چوب و بیل توی سر آتش میزنند و گاه گاه دبه آبی هم به دستشان میرسد تا روی شعلهها بپاشند. یک هفته بعد، لاشه ماری سوخته در خود پیچیده و تخمهای پختهی پرندگان از پوست بیرون زده است، تن کوه سیاه و درختان زغال شدهاند.@masoudborborhttp://www.mehrnews.com/news/3989627/My report of annual fire in Iranian forestsMehr News, Masoud Borbor: The red frontline of fire goes up the hill through the dry grass. The woods got hot flashes and roasted, their branches disintegrating and fall. The smell of burnt meat of birds and animals is eveywhere and the rangers hit twigs on fire and they occassionaly are given a gallon of water to fight the fire. A week later, a burnt snake's body is twisted and the boiled eggs of birds are out of the nests. The body of the hill is black and the woods has become charcoal.
نگاره: صاحبان این کلاهها سرها دادند تا هموطن خوزستانی خرمشهری امروز همچنان با افتخار ایرانی باشد. قهرمانانی که همواره «سران» ما میمانند و هیچ گاه فراموششان نخواهیم کرد.
نگاره: به دوردستها خیره مانده بودند. به خیلی دوردست. به هزار سال پیش… They were stuck with a faraway look, staring at… a thousand years ago
نگاره: از طلوع آنجا بودند، پدربزرگ و نوه، در باغهای گل برزک که بالاخره شکوفا شدهاند تا دیگهای گلاب را به قل قل درآورند.
نگاره: بالاخره خودم را به تهران رساندم، به صفی که دلگرم کننده است، خیلی دلگرم کننده است.
نگاره: امروز جمعه ساعت ۳ بعد از ظهر در غرفه کتاب آمه در نمایشگاه کتاب سالن A3راهرو ۶غرفه ٣٠همراه با مولف کتاب (اینجا خانه من است) راس ساعت ١۵:٠٠همراه ما باشید.#کتاب_آمه@ketabeameh
نگاره: شنبه در آرشیو ملی ایران درباره تاثیر #مطبوعات #مشروطه بر #نثر #فارسی صحبت میکنم
نگاره: تورها را جمع کرد، پاروها را انداخت کف قایق، دست بر زانو گذاشت و نشست بر دماغه قایق. زیر لب به آواز زمزمه میکرد: نه دریا ماند و نه هامون… He gathered the net, threw the paddles at the boat, put his hands on the knees and sat at the boat's head. He sang a song: Neither the sea survived, nor Hamoon…
جای خالی روز ملی پرندگان در تقویم / ایران سیاهچاله پرندگان شده است
هر سال ۴میلیون پرنده مهاجر مهمان ایران میشوند اما با قتل دست کم یک میلیون عدد از آنها، این بهشت دیرین، اکنون سیاهچاله پرندگان نام گرفته است؛ موضوعی که جای خالی روز ملی پرندگان در تقویم رسمی کشور را بیشتر به چشم میآورد. خبرگزاری مهر، گروه جامعه- مسعود بُربُر: آب کم عمقی آرام موج میزند. دورتادور آبگیر را نیزارها و ...
متن کامل »
مسعود بُربُر Masoud Borbor