خانه > آرشیو نویسنده: مسعود بُربُر (برگه 17)

آرشیو نویسنده: مسعود بُربُر

نگاره: در آیینه‌ی نگاهش کابوس پلی بود که فرو می‌ریخت در هنگامه‌ی نبردی مغلوبه: یکی اندام یکی بر دوش می‌برد، دیگری تنی در پی می‌کشید و یکی با تنی از هم گسیخت​ه به تیغ، در هم می‌آمیخت. در افق ویرانه‌ای، پرهیبی زیر بازوی سایه‌ای را گرفته بود و می‌رفتIn the mirror of his eyes there was a nightmare of a bridge falling into the field of a lost war: One carried a body off, another one pulled a body out of the mess and one, torn up, was getting faded; In a ruin's silhouette horizon, a figure, holding firmly a shadow's arm, was walking away.

نگاره:  در آیینه‌ی نگاهش کابوس پلی بود که فرو می‌ریخت در هنگامه‌ی نبردی مغلوبه: یکی اندام یکی بر دوش می‌برد، دیگری تنی در پی می‌کشید و یکی با تنی از هم گسیخت​ه به تیغ، در هم می‌آمیخت. در افق ویرانه‌ای، پرهیبی زیر بازوی سایه‌ای را گرفته بود و می‌رفتIn the mirror of his eyes there was a nightmare of a bridge falling into the field of a lost war: One carried a body off, another one pulled a body out of the mess and one, torn up, was getting faded; In a ruin's silhouette horizon, a figure, holding firmly a shadow's arm, was walking away.

متن کامل »

نگاره

نگاره

یکی در می‌زند. حوصله ندارم بلند شوم و در را باز کنم. صدای باز شدن #در که می‌آید نگران می‌روم ببینم کیست. خودم را می‌بینم که پشت به نور، در چهارچوب در ایستاده‌ام. Somebody is knocking on the door, but I am not on the mood to go open it. When I hear the door opening, I go cautiously to ...

متن کامل »

نگاره

نگاره

-فامیل علی هستی؟ -نه -فامیل کی هستی؟ -فامیل هیچ کی نیستم -اسمت چیه -هیچ کی -Are you a relative of Ali? -No-Whose relative are you? -I am relative of nobody -What is your name? -Nobody

متن کامل »
رفتن به بالا