خانه > آرشیو نویسنده: مسعود بُربُر (برگه 14)

آرشیو نویسنده: مسعود بُربُر

نگاره: زمین از دل آب‌ها برآمد و از دل زمین تالاب‌هاو آسمان سراسر ابر و باران بود و بر آب‌ها سراسر مه بودرعدی غرید و آذرخشی درخشید، مه کنار رفت، و پیش رویم، بر کرانه آب‌ها، چشم در چشم من، تو ایستاده بودی…The #earth rose from #water, and from the earth the water rose.And all across the #sky there was #clouds and #rain, and all above the water it was #fogThe #thunder roared and the #lightning struck, the fog disappeared and before my eyes, on the water shore, you were standing…

نگاره:  زمین از دل آب‌ها برآمد و از دل زمین تالاب‌هاو آسمان سراسر ابر و باران بود و بر آب‌ها سراسر مه بودرعدی غرید و آذرخشی درخشید، مه کنار رفت، و پیش رویم، بر کرانه آب‌ها، چشم در چشم من، تو ایستاده بودی…The #earth rose from #water, and from the earth the water rose.And all across the #sky there was #clouds and #rain, and all above the water it was #fogThe #thunder roared and the #lightning struck, the fog disappeared and before my eyes, on the water shore, you were standing…

متن کامل »

نگاره: بر سنگ‌ها و کوه‌ها شادمانه گام زدیم، در سایه‌سار درختان نشستیم و به صدای نوازش آب بر سنگ‌ها گوش سپردیم. بر خط‌الراس‌ها ایستادیم و دشت‌ها را آن پایین نگریستیم، بر نقش‌ها و دیواره‌ها دست کشیدیم و شکوه هزاران ساله را خیره ماندیم، از درهای کهنه گذشتیم و در شب‌های سرخوش بهارنارنج و شیراز هم‌پرسه شدیم، با تو نه تماشای قوس بلند پرواز پرندگانی که بر باد سوارند و نه رقص نورانی آب بر حفره‌های آرام غارها خیال نبود، خیال نیست که آمده‌ای، نه، خیال نیست این که تو هستی!پ.ن.۱ تولدشپ.ن‌.۲ سنگ‌نگاره پنج هزار ساله کورنگون در استان فارس یادگار پادشاهی ایلام

متن کامل »

نگاره: کافی است از خروجی خاکی پیچ در پیچ بالا بروی و به انبوه زباله‌هایی برسی که ده‌ها کارگر افغانستانی در میان بوهای زننده و وحشتناک زباله‌ها کار و زندگی می‌کنند. سه چهارتایشان پلاستیک‌های بزرگ را خالی می‌کنند و بسته به نوع زباله‌ها آن‌ها را به گوشه‌های مختلف منتقل می‌کنند. چند نفر دیگر کفش‌ها و پارچه‌ها را جدا می‌کنند و تعداد کسانی که پلاستیک‌ها را سوا می‌کنند از همه بیشتر است. دوتایشان گوشه‌ای در میان زباله‌ها چهارزانو نشسته و ظرف‌های سس جدا شده را یکی یکی خالی می‌کنند، جایی که بوی شیمیایی زباله‌ها از همه بخش‌ها زننده‌تر و آزارنده تر است. یکی از این دو که می‌گوید نامش اسد است، تنها بیست روز پیش به ایران آمده و حتی نمی‌داند چقدر حقوق قرار است دریافت کند. از زیر پایشان حجم بدبو و رنگین سس‌ها به خط سیاه شیرابه‌ها می‌پیوندد و کمتر از صدمتر پایین‌تر زمین‌های سرسبز برنج را سیراب می‌کند و سرانجام در خروش آب زلال رودخانه گم می‌شود.http://www.mehrnews.com/news/4044362/

نگاره:  کافی است از خروجی خاکی پیچ در پیچ بالا بروی و به انبوه زباله‌هایی برسی که ده‌ها کارگر افغانستانی در میان بوهای زننده و وحشتناک زباله‌ها کار و زندگی می‌کنند. سه چهارتایشان پلاستیک‌های بزرگ را خالی می‌کنند و بسته به نوع زباله‌ها آن‌ها را به گوشه‌های مختلف منتقل می‌کنند. چند نفر دیگر کفش‌ها و پارچه‌ها را جدا می‌کنند و تعداد کسانی که پلاستیک‌ها را سوا می‌کنند از همه بیشتر است. دوتایشان گوشه‌ای در میان زباله‌ها چهارزانو نشسته و ظرف‌های سس جدا شده را یکی یکی خالی می‌کنند، جایی که بوی شیمیایی زباله‌ها از همه بخش‌ها زننده‌تر و آزارنده تر است. یکی از این دو که می‌گوید نامش اسد است، تنها بیست روز پیش به ایران آمده و حتی نمی‌داند چقدر حقوق قرار است دریافت کند. از زیر پایشان حجم بدبو و رنگین سس‌ها به خط سیاه شیرابه‌ها می‌پیوندد و کمتر از صدمتر پایین‌تر زمین‌های سرسبز برنج را سیراب می‌کند و سرانجام در خروش آب زلال رودخانه گم می‌شود.http://www.mehrnews.com/news/4044362/

متن کامل »
رفتن به بالا