خانه > نوشتار (برگه 22)

آرشیو دسته ی : نوشتار

اشتراک در خبرنامه

زخم عاشقی

نمی دانم کجا بود که در داستانی از نویسنده ای خواندم جوانی ادعا می کرد که زیبا ترین قلب را دارد و به راستی قلبی سالم وزیبا داشت آن چنان که کس نطق بر نیاورد. پیرمردی از آن میان با قلبی زخمی و شیارهای عمیق و تکه هایی نا به جا در آن ، در آمد که قلب من زیبا ...

متن کامل »

آواز پر فرشتگان

مدت هاست دل م برای صدای بال های فرشته ها تنگ شده است. صدات نازنین من است. مدت هاست تو رفته ای. نمی دانم. شاید خواب دیده ام. این همه برف. این همه درخت های لخت… مرا ببوس…

متن کامل »

چارلی

یک چیزی شبیه درد لای شقیقه هام لَه لَه می زند. نگاه م گیج، سُر می خورد به اطراف: انبر، قند، cd های ولو، هیتر، و دو اسپیکر که دو روزی هست یک cd را هی و هی زمزمه می کنند متوالی. مورچه ها کف اتاق دل می جوند. بوی جنازه توی اتاق وول می خورد. عکس های کج و ...

متن کامل »

آرپاستنال دلاویز

هِی هِی هِی هِِی .آرپاستنال دلاویز .اُسیدی ما رو؟ اِ پلتو سوریاماناسب. هلا تمام همه عاشقانِ خواب ذر مَهبَنگ، نوریده در سَما. هِلاو هِلاو هلاو… اَه: پلانت هوف!

متن کامل »

مرگ مؤلف

مطلب جالبی دیدم در وبلاگ هاجر که کپی می کنم بخوانید: سه شنبه ۸ بهمن ماه ۸۱ آیا “آنتوان دو سن تگزوپه ری” آمرزیده خواهد شد؟ آیا “ولفگانگ آمادئوس موتزارت” آمرزیده خواهد شد؟ آیا “کِرت کوبین” آمرزیده خواهد شد؟ آیا “یوهان ولفگانگ فون گوته” آمرزیده خواهد شد؟ آیا “دانته آلیگیری” آمرزیده خواهد شد؟ آیا… این کافرانِ کُه-آیین؟! مساله: هنر چه ...

متن کامل »

آجر

خیال های پوسیده. صندلی های خیس. خورشید های گور به گور شده ی مفلوک. تا همین الآن خواب ندیده ای؟ دِ ، بیا. صدای خاک می دهد. هستی؟ پات را از توی تناول رد کن، شکم ت پاره می شود. آجر!

متن کامل »

دوست دارید سرمستی های بی بنیان شدن تان را اگر

از حنیف خوب شعری خواندم که همچنان در تکاپوست، و می خواهم که همیشه باشد. برای حنیف خوب است، بخوانید: هست ، نیست… اما عباس خوب م که مدت ها بود نخوانده بودم ش هم امروز حرف ها داشت برای آن چه مقتضای اوست و مقتضای بسیاری از ما . مثل همیشه اگزیستانسیالیسم در ذات کلمه هاش در وجودش است ...

متن کامل »

بمانی

یادداشت دی شب م را این جا باز می نویسم: رکوییم موتسارت را گوش می کنم. خداست… «Wolfie…» اجرای کامل BBCSymphony Orchestra به رهبری ی Sir Colin Davis . ساختار و تاویل متن می خوانم. نظریه های زبان شناسی ساختارگراها به نظرم مهم و لازم، اما خسته کننده می آید. دوست دارم زودتر به شالوده شکنی و به خصوص هرمنوتیک ...

متن کامل »

تورهای رف

صداهای عجیب و غریب. خاک های پراکنده و … یادته؟ Shit! گیتارهای الکتریک، روی صحنه های سیاه. خواب م می آد. شِرّ… مغزم توی دهان م آمد. شبیه خالی شده ام. شبیه سیفون هایی که انگار نه انگار تخلیه می شوند. بی خیال. همیشه کوانتوم مثل فوّاره خودش را هُل می دهد توی ژل هوا. و لاله های روی تاقچه ...

متن کامل »

طعم درد عاشقی

صد روز، سیصد روز، سیصد و شست و پنج روز، هزار و سیصد و شست و دو سال صبر کردم تا آمدی. یک سال شاید ماندی و نماندی… می دانی مدت هاست برای تو ننوشته ام. مدت هاست که نوشته هام طعم درد عاشقی نمی دهند. مدت هاست «گوربافی» ، «گوریده بافی» ، کرده ام. شوریده ام اما. شوریده بوده ...

متن کامل »
رفتن به بالا