به کوبیدگی ی ذهن و غربت است شاید فرود الفاظ و نگاه های منتظر ِ نمی دانی چی، که بس مدتی باشد شاید که هیچ ننوشته باشی و هیچ ندانی و نخواهی
متن کامل » خانه > 1383 (برگه 2)
آرشیو سالانه: ۱۳۸۳
۱
خانه ام را آرام آرام کامل می کنم. چند روز پیش غروبی نور قرمز که افتاده بود روی واگن های اوراقی و سایه شان روی زمین دراز که شده بود خوشم آمد. این جا روزی یک بار یک قطار از این طرف می رود و یک بار دیگر از آن طرف یک قطار دیگر می آید. این جا هم که ...
متن کامل »آغاز
سلام. در این جا شما در واقع با یک داستان طرفید که خیلی واقعی هم نیست. داستانی که طرح و ایده ی از پیش تعیین شده ای ندارد و ممکن است طبق نظر خود شما پیش برود. (این یعنی « پس دست به کار نظر شوید» هر چند که برای خود من خیلی هم مهم نیست) این که می گویم ...
متن کامل »
مسعود بُربُر Masoud Borbor