Skip to content

مسعود بُربُر

Masoud Borbor

  • خانه
  • کتاب‌ها
  • درباره
  • About Masoud Borbor
Menu

نویسنده: مسعود بُربُر

نگاره: از زیر سم اسب‌ها و کشاکش تیغ‌ها گریخته بود، از هیمه هیزم‌ها و هُرم داغ آتش‌ها جان به در برده بود، از عبور بادها و سیل‌ها و غبارها سربرآورده بود و اکنون تصویرش در آب بود، با تکه تکه کاشی‌ها و نقش‌های ظریف آبی و زرد، و همه سنگینی سکوتی که انباشت زمان بر جانش حکمفرما کرده بود. حالا صدای لودرها و و هجوم وزنشان بر زمین بیشتر و نزدیک‌تر می‌شد و بنای دیرین درون آب، می‌لرزید…

شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵
نگاره: از زیر سم اسب‌ها و کشاکش تیغ‌ها گریخته بود، از هیمه هیزم‌ها و هُرم داغ آتش‌ها جان به در برده بود، از عبور بادها و سیل‌ها و غبارها سربرآورده بود و اکنون تصویرش در آب بود، با تکه تکه کاشی‌ها و نقش‌های ظریف آبی و زرد، و همه سنگینی سکوتی که انباشت زمان بر جانش حکمفرما کرده بود. حالا صدای لودرها و و هجوم وزنشان بر زمین بیشتر و نزدیک‌تر می‌شد و بنای دیرین درون آب، می‌لرزید… بیشتر بخوانید

نگاره: کسی از میان سایه سرک نمی‌کشید. نگاهی کنجکاو ِ عبور رهگذری نبود. آفتاب مرده‌ی پاییزی سوار باد شده و رفته بود. هوا نم نمک جان می‌باخت و رخت‌ ها از تک و تا افتاده بودند.سکون به هزار سخن در زبان بود

جمعه ۹ مهر ۱۳۹۵جمعه ۹ مهر ۱۳۹۵
نگاره: کسی از میان سایه سرک نمی‌کشید. نگاهی کنجکاو ِ عبور رهگذری نبود. آفتاب مرده‌ی پاییزی سوار باد شده و رفته بود. هوا نم نمک جان می‌باخت و رخت‌ ها از تک و تا افتاده بودند.سکون به هزار سخن در زبان بود بیشتر بخوانید

نگاره: تالاب کانی برازان در مهاباد اینجا یک ماه دیگر میزبان انواع پرندگان مهاجر است

سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵
نگاره: تالاب کانی برازان در مهاباد اینجا یک ماه دیگر میزبان انواع پرندگان مهاجر است بیشتر بخوانید

نگاره: صدای مرا از لب دریاچه ارومیه می‌شنویداما داستان‌خوانی فردا سر جای خود خواهد بود!

یکشنبه ۴ مهر ۱۳۹۵یکشنبه ۴ مهر ۱۳۹۵
نگاره: صدای مرا از لب دریاچه ارومیه می‌شنویداما داستان‌خوانی فردا سر جای خود خواهد بود! بیشتر بخوانید

نگاره: خدا نصیب نکنه البته: ناهار در بستر بیماری

شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵
نگاره: خدا نصیب نکنه البته: ناهار در بستر بیماری بیشتر بخوانید

نگاره: آفتاب آرام آرام می‌رفت و چشمان ما بر سبز‌ها و خاکی‌ها و غبارها و افق‌ها سرگردان می‌چرخید. دشت نفس می‌کشید، نفس ما بیرون نمی‌آمد. قطره عرقی بر ابروهایمان سنگینی می‌کرد و سینه‌مان بالا پایین می‌شد. آن‌گاه، به ناگاه، صدای کوبشی بر زمین زیر پایمان را لرزاند… به تمامی نگاه شدیم…

سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۵سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۵
نگاره: آفتاب آرام آرام می‌رفت و چشمان ما بر سبز‌ها و خاکی‌ها و غبارها و افق‌ها سرگردان می‌چرخید. دشت نفس می‌کشید، نفس ما بیرون نمی‌آمد. قطره عرقی بر ابروهایمان سنگینی می‌کرد و سینه‌مان بالا پایین می‌شد. آن‌گاه، به ناگاه، صدای کوبشی بر زمین زیر پایمان را لرزاند… به تمامی نگاه شدیم… بیشتر بخوانید

نگاره: در بالا زمین بود، تمیز، نرم، در آغوش گیرنده و ریز ریز؛ در پایین آسمان بود، آن آبیِ بزرگ، گسترده و وهم‌انگیز. من در این میانه جایی بودم، رها: دستانم در آغوشِ زمین، جوینده و سرگردان؛ پاهایم، بازیگوش و ولنگار، نه بندیِ گرانش و نه روانه به سویی. زمان، متوقف شده بود و من، به تمامی «اکنون» بودم. اکنونِ بی‌کرانه و فراخناک، میانِ همه چیز و هیچ چیز…

دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵
نگاره: در بالا زمین بود، تمیز، نرم، در آغوش گیرنده و ریز ریز؛ در پایین آسمان بود، آن آبیِ بزرگ، گسترده و وهم‌انگیز. من در این میانه جایی بودم، رها: دستانم در آغوشِ زمین، جوینده و سرگردان؛ پاهایم، بازیگوش و ولنگار، نه بندیِ گرانش و نه روانه به سویی. زمان، متوقف شده بود و من، به تمامی «اکنون» بودم. اکنونِ بی‌کرانه و فراخناک، میانِ همه چیز و هیچ چیز… بیشتر بخوانید

نگاره: بازی نور لای شاخه‌برگ‌های باغ‌های برزُک

شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۵شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۵
نگاره: بازی نور لای شاخه‌برگ‌های باغ‌های برزُک بیشتر بخوانید

نگاره: روزها نورانی‌تر بود، بوها حاضرتر، سایه‌ها رازآمیزتر، زمان کندتر، و ما در قلب زمان بی‌کرانه، روز می‌سوزانیدیم…

پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵
نگاره: روزها نورانی‌تر بود، بوها حاضرتر، سایه‌ها رازآمیزتر، زمان کندتر، و ما در قلب زمان بی‌کرانه، روز می‌سوزانیدیم… بیشتر بخوانید

نگاره: ماکارونیِ بعدِ ورزش به چه مانَد؟به جوی شیر و عسل!

دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵
نگاره: ماکارونیِ بعدِ ورزش به چه مانَد؟به جوی شیر و عسل! بیشتر بخوانید

صفحه‌بندی نوشته‌ها

قبلی 1 … 29 30 31 … 110 بعدی

instagram twitter linkedin rss
   

Masoud Borbor is a fiction writer, narratologist, and narrative designer.

With over two decades of experience weaving narratives as a novelist, journalist, and creative writing instructor, Masoud has now traded the solitary world of novel writing for the chaotic, beautiful realm of game development. He specializes in transforming ancient mythologies, deep character psychology, and existential dread into interactive gameplay mechanics.

Deeply rooted in the Iranian literary community, Masoud is the author of several books, including the novel Laughter of Dread and Loneliness (2024) and the novella collection Upon the Ruins of Gods (2025). He has taught creative writing and narratology at various institutes and hosted over 900 consecutive nights of live fiction recitation and literary analysis, building a highly engaged community of storytelling enthusiasts.

Whether crafting a 3000-year-old nightmare for a video game or writing a contemporary novel, his core belief remains the same: Fabula Porta Libertatis est (Story is a gate to liberty).

دسته‌بندی

بایگانی

آخرین عناوین

ولاديمير-نابوكوف-650x330-1

حرف بزن خاطره: ادبیات علیه فراموشی

یک قدم در بهشت: روح مکان در لحظهٔ احتضار

یادداشت بهاره ارشد ریاحی دربارهٔ بر ویرانه‌های خدایان مسعود بربر

خوشه‌چین سخاوت خورشید: دربارهٔ «بر ویرانه‌های خدایان»

مواجهه - مسعود بربر

رؤیای پایکوبی بر ویرانه‌های قصری که زیبا نیست: مواجهه با قصر

مارگاریتا را شیطان برد: مواجهه‌ای شخصی با اقتباس ۲۰۲۴ از بولگاکف

بر ویرانه‌های خدایان مسعود بربر

بر ویرانه‌های خدایان

دوبلینی‌ها جیمز جویس

شب‌های مهمانی، شب‌های بی‌مهمانی: مواجهه‌ای شخصی با دوبلینی‌های جویس

ماریو بارگاس یوسا

در سوگ و ستایش ماریو بارگاس یوسا: بزرگِ داستان‌نویسانِ آزادی‌خواه

مسعود بربر

دربارۀ داستان تاریخی

ارنست همینگوی مسعود بربر برگ هنر

حالا یک قایق دیگر: شروع داستان با همینگوی

خنده‌های هراس و تنهایی - مسعود بُربُر

دربارهٔ خنده‌های هراس و تنهایی

خنده‌های هراس و تنهایی - مسعود بُربُر

«خنده‌های هراس و تنهایی» منتشر شد

خنده‌های هراس و تنهایی - مسعود بُربُر

خنده‌های هراس و تنهایی

پاتریک مودیانو

«مکان» و «نیستی» در آثار پاتریک مودیانو: نیمرخی رنگ‌پریده در کافه‌ای غروب‌زده

بوریس پاسترناک دکتر ژیواگو مسعود بربر

نگاهی به بوطیقای دکتر ژیواگو: روایت شاعرانۀ کابوس

مسعود بربر فردای اقتصاد ادبیات و آزادی

ادبیات و آزادی در گفتگو با مسعود بربر (ویدیو)

مسعود بربر سروش صحت کتاب‌باز

کتاب‌باز: گفتگوی سروش صحت با مسعود بُربُر

نمایش سوسمار حمید جبلی مسعود بربر

سوسمار؛ روایت واقعیت کافکائسک زندگی ما

خون بر برف در خیابان‌های اسلو

بی‌بی پیک

درباره‌ی بی‌بی‌ پیک، پریدن با سیلی شیرینی که اگر بنوازی می‌میری…

مسعود بربر کتابخانه

درباره‌ی تاریخچه و اهمیت آموزش نویسندگی

Copyright © 2026 Masoud Borbor