نگاره: نه ابرها کنار می‌رفتند، نه صدایی از گله‌ی گوسفندان در هم خزیده بلند می‌شد. چوپان اما می‌خندید، به یاد خاطره‌ای، تنها تنها&#۸۲۳۰;The clouds were not going to leave, and there was no sound coming out from the interwined sheep herd, but the Sheppard laughed, remembering a memory, alone&#۸۲۳۰;

مسعود بُربُر

نویسنده، روایت‌پژوه و طراح روایت

همهٔ نوشته‌های مسعود بُربُر →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.