نگاره: تورها را جمع کرد، پاروها را انداخت کف قایق، دست‌ بر زانو گذاشت و نشست بر دماغه قایق. زیر لب به آواز زمزمه می‌کرد: نه دریا ماند و نه هامون&#۸۲۳۰; He gathered the net, threw the paddles at the boat, put his hands on the knees and sat at the boat&#۰۳۹;s head. He sang a song: Neither the sea survived, nor Hamoon&#۸۲۳۰;

مسعود بُربُر

نویسنده، روایت‌پژوه و طراح روایت

همهٔ نوشته‌های مسعود بُربُر →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.