نگاره

یکی در می‌زند. حوصله ندارم بلند شوم و در را باز کنم. صدای باز شدن #در که می‌آید نگران می‌روم ببینم کیست. خودم را می‌بینم که پشت به نور، در چهارچوب در ایستاده‌ام.

Somebody is knocking on the door, but I am not on the mood to go open it. When I hear the door opening, I go cautiously to find out who is it.And I see myself, silhouette, at the door.

مسعود بُربُر

نویسنده، روایت‌پژوه و طراح روایت

همهٔ نوشته‌های مسعود بُربُر →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.