نگاره: ناهار نخورده بود، شام هم خبر خاصی قرار نبود باشد. از زمان خشکی هامون همین بود مگر هر از گاه که چیزی از جایی می‌رسید. در نگاهش اما نه رنج گذشته بود و نه انتظار آینده؛ بهت و شگفتی بود، از اکنونی که چگونه می‌گذرد&#۸۲۳۰;http://telegram.me/masoudborbor

مسعود بُربُر

نویسنده، روایت‌پژوه و طراح روایت

همهٔ نوشته‌های مسعود بُربُر →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.