نگاره: دو طرف، انبوه گیاهان و سایه‌ های رازآمیز بود و زیر پا سنگ سرخ پله‌‌های باستانی مارکوه. انتهای راه اما، بالای پله‌ها، به افق‌های باز و صدای سهمگین و کوبنده‌ی موج‌ها و به آبی بیکرانه می‌رسید. به دریا!

مسعود بُربُر

نویسنده، روایت‌پژوه و طراح روایت

همهٔ نوشته‌های مسعود بُربُر →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.