پاییز ، سرما، تاریخ

برج و پاییز

سرمایی که نمی سوزانید؛ نوازش می کرد. پاییز بود و فضای بی مانندش. رنگ های بی مانندش. و برج تاریخی با طاق بالای درب و گچ بری های دو سو و حفره ای که زمانی رازی را در سرداب برج نهان می کرده هزار سال است بر زمینه همین پاییز نشسته است. لبه های یقه ام را بالا می دهم. باد در آستین لباسم می وزد…

Autumn: cold and historical

The cold did not bite, but caress. It was autumn with its unique atmosphere, its unique colours, with the arch above the entrance, and the fillets besides, with the hole which someday hid a secret in the cellar, the historical tower has been there for a thousands of years , standing on the same autumn background.  I’ve got my collars up, the wind blowing in my sleeves…

مسعود بُربُر

نویسنده، روایت‌پژوه و طراح روایت

همهٔ نوشته‌های مسعود بُربُر →

یک دیدگاه برای “پاییز ، سرما، تاریخ”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.