به تماشای درنا

درنا

برای تماشای درنا بیدار شده بودیم ساعت ۳ صبح در سرمای ۲۰ درجه زیر صفر تالاب میقان در نزدیکی اراک زمستانی و بید بید لرزیدیم و فقط فلامینگوها را دیدیم از دور تا ساعت ۹ صبح که ناگهان دسته بزرگی از درناها از دور آمدند و از بالای سرمان، درست بالای سرمان، گذشتند و هرکداممان را کلی عکس میهمان کردند. و تا سه
روز حرف درناها بود…

to Watch the Cranes

-۲۰ ºc we woke up at 3 a.m. to see the Cranes, beside Lagoon Mighan near Arak, we shivered to the dawn and could see only the Flamingos far away, until 9 a.m. when a big group of the cranes arrived from far and passed just over our heads and hosted each of us several photos. We kept talking about them for three days…

مسعود بُربُر

نویسنده، روایت‌پژوه و طراح روایت

همهٔ نوشته‌های مسعود بُربُر →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.