خانه > نوشتار (برگه 4)

آرشیو دسته ی : نوشتار

اشتراک در خبرنامه

درباره «استخوان» نوشته‌ی علی اکبر حیدری

درباره «استخوان» نوشته‌ی علی اکبر حیدری

استخوان علی اکبر حیدری داستانی پرکشش و سینمایی است با نثری تمیز و سالم که در روستایی کوچک حوالی تفتان می‌گذرد. همه عناصر لازم برای تبدیل شدن به یک اثر خوب را دارد. همین انتخاب بخشی از ایران که کمتر دیده شده چه برسد به این که درباره‌اش نوشته شود و به عنوان زمینه داستان انتخاب شود یک برتری مهم ...

متن کامل »

درباره «گاماسیاب ماهی ندارد» نوشته‌ی حامد اسماعیلیون

درباره «گاماسیاب ماهی ندارد» نوشته‌ی حامد اسماعیلیون

کتاب «گاماسیاب ماهی ندارد» حامد اسماعیلیون بیش از آن که داستانی در زمینه تاریخی انقلاب تا پایان جنگ باشد، روایتی تاریخی با رنگ و بوی داستانی است. البته روایتی که به سرگذشت یک خانواده معمول ایرانی، یک جوان روستایی رزمنده و یک گروه تروریستی تمامیت‌خواه می‌پردازد. داستان به طور موازی هر بار به یکی از این سه روایت اختصاص دارد ...

متن کامل »

پادکست: چاپ اول با مسعود بُربُر، «مونیخ به افق تهران» نوشته‌ی مهدی حجوانی

پادکست: چاپ اول با مسعود بُربُر، «مونیخ به افق تهران» نوشته‌ی مهدی حجوانی

در این برنامه «چاپ اول» گفتگویم با مهدی حجوانی را بشنوید درباره کتابش «مونیخ به افق تهران» سفرنامه‌ی آلمان که نشر افق منتشر کرده است. هر هفته در پادکست چاپ اول به معرفی کتاب‌های تازه در حوزه داستان و روایت می‌پردازم یا با نویسندگان و کارشناسان درباره مسائل حوزه کتاب و ادبیات داستانی گفتگو می‌کنم. چاپ اول را می‌توانید در ...

متن کامل »

درباره «گنبد کبود» کورش اسدی، و جهان غریبش

درباره «گنبد کبود» کورش اسدی، و جهان غریبش

کورش اسدی در «گنبد کبود» داستان‌هایی بسیار معمولی نوشته در جهان‌هایی بسیار غریب و فضاهایی بکر. یا دست کم آن داستان‌هایی که در ذهن من ماند چنین بود. داستان اول، گوشه‌ی غراب، شاید نزدیک‌ترین چیز به آنچه اغلب داستان نامیده می‌شود بود. گفتگویی ساده میان زنی و مردی در کافه‌ای، که با شگفتی و ضربه پایانی تمام می‌شود و البته ...

متن کامل »

درباره «زن چپ دست» نوشته پیتر هانتکه

درباره «زن چپ دست» نوشته پیتر هانتکه

مارین (که راوی غایب متن یا پیتر هانتکه او را تنها «زن» می‌خواند) به همسرش برونو که از سفر بازگشته می‌گوید بهم الهام شده که یک روز مرا رها می‌کنی و می‌روی. حالا برایت شگفتانه‌ای دارم! و وای به حالت وقتی که آن را بگویم… و سپس به او می‌گوید که باید برود! او و بچه را بگذارد و برود. ...

متن کامل »

درباره «تک خشت» منیرالدین بیروتی

درباره «تک خشت» منیرالدین بیروتی

منیرالدین بیروتی در مجموعه داستان «تک خشت» تا حد خیلی خوبی توانسته به زبانی که دوست دارد نزدیک شود و آن را رونویسی کند: زبان شهریار مندنی‌پور. که البته زبان پرطرفداری هم هست و گاه شگفت‌انگیز هم می‌شود. فضاها و جهان غریب داستانی‌ای که برای داستان‌ها برگزیده هم همچون داستان‌های خوب شهریار مندنی‌پور گاه تاریک و گاه مهیب و گاه ...

متن کامل »

پادکست: چاپ اول با مسعود بُربُر، «جنوب بدون شمال» نوشته‌ی چارلز بوکفسکی

پادکست: چاپ اول با مسعود بُربُر، «جنوب بدون شمال» نوشته‌ی چارلز بوکفسکی

در این برنامه «چاپ اول» گفتگویم با شهرزاد لولاچی را بشنوید درباره مجموعه داستان «جنوب بدون شمال» نوشته‌ی چارلز بوکفسکی که نشر افق با ترجمه او منتشر کرده است. هر هفته در پادکست چاپ اول به معرفی کتاب‌های تازه در حوزه داستان و روایت می‌پردازم یا با نویسندگان و کارشناسان درباره مسائل حوزه کتاب و ادبیات داستانی گفتگو می‌کنم. چاپ ...

متن کامل »

گفتگو با محمد طلوعی: زندگی در هزارتوی داستان/بهره‌گیری از ادبیات کهن دشوار است

گفتگو با محمد طلوعی: زندگی در هزارتوی داستان/بهره‌گیری از ادبیات کهن دشوار است

محمد طلوعی معتقد است که بهره‌گیری از ادبیات کهن برای داستان‌نویس امروزی دشوار است چرا که داستان‌هایی که با تعریف امروزی از داستان مطابقت داشته باشد، بسیار محدود و کم‌شمار هستند. خبرگزاری مهر، مسعود بُربُر: ادبیات داستانی ایران در دهه‌های اخیر گرایش‌های متفاوتی را تجربه کرده که در هر دهه اغلب یکی از این گرایش‌ها غالب بوده است. با این ...

متن کامل »

پادکست: چاپ اول با مسعود بُربُر، «گور سفید» نوشته‌ی مجید قیصری

پادکست: چاپ اول با مسعود بُربُر، «گور سفید» نوشته‌ی مجید قیصری

در این برنامه «چاپ اول» گفتگویم با مجید قیصری را بشنوید درباره رمان تازه‌اش «گور سفید» هر هفته در پادکست چاپ اول به معرفی کتاب‌های تازه در حوزه داستان و روایت می‌پردازم یا با نویسندگان و کارشناسان درباره مسائل حوزه کتاب و ادبیات داستانی گفتگو می‌کنم. چاپ اول را می‌توانید در همین وبگاه دنبال کنید، یا از طریق ابزارهای پادکست‌خوان ...

متن کامل »

درباره «بودای رستوران گردباد» نوشته‌ی حامد حبیبی

درباره «بودای رستوران گردباد» نوشته‌ی حامد حبیبی

در هر داستان خوبی باید یک جای کار بلنگد، و در داستان‌های خیلی خوب، یک جای غریب کار می‌لنگد: واقعیتی با واقعیت جور نمی‌آید، یا زمان چفت و بست درستی ندارد، یا مجسمه‌ای در میدان که همیشه رویش آن طرفی بوده حالا این طرفی شده، یا کسی که دایم دنبال کندن سوراخی به آن سوی میله‌هاست اصلا در زندان نیست. ...

متن کامل »
رفتن به بالا