خانه > نوشتار (برگه 25)

آرشیو دسته ی : نوشتار

اشتراک در خبرنامه

آنیما

– جلزّ و ولزّ می کرد درخت لیمو که همیشه بوی شهرمان را می داد و اینجا یک عمر کنار دریا نشسته بود. شیره های لزج سیاه از زیر پوست ها بیرون می زد و سُر می خورد وقتی کرم ها خانه های خراب شده شان را می گذاشتند و به برگ های جمع شونده و گنجشک های شکم سوخته ...

متن کامل »
رفتن به بالا