کافه نادری، شاید امسال روز تولدم
زیاد هست که باید بنویسم و ننوشته م. تابستان م شروع شده و من تابستانی شده م، وجودی. زیاد هست که کافه نادری دیگر نیامده م، با گارسون های بامزه …
کافه نادری، شاید امسال روز تولدم بیشتر بخوانیدMasoud Borbor
زیاد هست که باید بنویسم و ننوشته م. تابستان م شروع شده و من تابستانی شده م، وجودی. زیاد هست که کافه نادری دیگر نیامده م، با گارسون های بامزه …
کافه نادری، شاید امسال روز تولدم بیشتر بخوانیدآرام تر حیوان. نمی گذاری لمس کنم لحظه لحظه ی کوبش سم هات را بر کویر و آن چه هست و سقوط خورشید را پشت خار ها. خیابان ها را …
سکوت سم ضربه ها بیشتر بخوانیدوا فریادا ز عشق وافریادا کارم به یکی طرفه نگار افتادا گر داد ِ من ِ شکسته دادا، دادا ورنه من و عشق، هر چه بادا بادا
هرچه بادا بیشتر بخوانیددی شب خواب ت راکه می دیدم از خواب وقتی پریدم کشتم خودم را تا دوباره خواب م ببرد و ببینم ت… نشد که نشد
Click the Refresh button, or try again later. بیشتر بخوانیدموقعیت بغرنجی را در ذهن خود تصور کنید… چشمهایتان را ببندید و به بدترین چیز ممکن فکر کنید… تبریک میگم… شما توانستید چند ثانیه از زندگی مرا تجربه کنید! Special …
The Page Could Not Be Retrieved بیشتر بخوانیدرد نگاه ت را اگر بدانی کجاها که گرفته ام
هروله بیشتر بخوانیدما در ما در انتظار انتظار در ما در [چهارم بهمن ۱۳۸۰ ]
انتظار در ما بیشتر بخوانیدIf I could only stand and stare in the mirror would I see One fallen hero with a face like me And if I scream, could anybody hear me If …
بت بیشتر بخوانیدبنزین روی تن خوشبو نمی شود. نفت که اصلاً. سرخی ی گرد خورشید تازه در زمین فروریخته و دشت خالی، دشت خالی ی خالی، آرام تاریک می شود. تنها درخت …
کباب ساکت بیشتر بخوانید