جشن بی‌معنایی مسعود بربر

جشن بی‌معنایی: روایت غرابت‌های در‌هم‌تنیده آدم‌های رها

جشن بی‌معنایی، روایتی است که نه پیرنگ داستانی، بل غرابت‌های درهم‌تنیده شخصیت‌هایش آن را پیش می‌برد: چهار رفیق پاریس‌نشین، که در پارک‌ها و آپارتمان‌ها و مهمانی‌ها، با بی‌معنایی هستی، شوخ‌طبعی، …

جشن بی‌معنایی: روایت غرابت‌های در‌هم‌تنیده آدم‌های رها بیشتر بخوانید
زل آفتاب سروش چیت‌ساز مسعود بربر

درباره «زل آفتاب» نوشته سروش چیت‌ساز

رمان «زل آفتاب» نوشته سروش چیت‌ساز، در هم تنیدگی و همنشینی چند روایت شگفت است با ایده‌هایی هراسناک و مبهوت‌کننده، در ساختاری از هم گسیخته. دره‌ای در قلب کویر، جنگلی …

درباره «زل آفتاب» نوشته سروش چیت‌ساز بیشتر بخوانید
چیزهای شفاف - ولادیمیر نابوکوف - مسعود بربر

چیزهای شفاف: کاشیکاری هزارنقش ولادیمیر نابوکوف

مسعود بُربُر: ولادیمیر نابوکوف «چیزهای شفاف» را در ۷۳ سالگی و پنج سال پیش از مرگش نوشته است. اثری کوتاه، کمتر مورد توجه واقع شده (نه تنها در زبان فارسی)، …

چیزهای شفاف: کاشیکاری هزارنقش ولادیمیر نابوکوف بیشتر بخوانید
روزنامه شهروند مرزهایی که از ان گذشتی مسعود بربر

انگار فیلم را کُند کرده باشند: نگاهی به رمان «مرزهایی که از آن گذشتی»

روزنامه شهروند، فاطمه آزادی [نسخه پی‌دی‌اف]: کتاب «مرزهایی که از آن گذشتی» نوشته مسعود بُربُر است که نشر ثالث آن را در ۳۶۰ صفحه منتشر کرده است. همچنین نویسنده پیش …

انگار فیلم را کُند کرده باشند: نگاهی به رمان «مرزهایی که از آن گذشتی» بیشتر بخوانید
داستان‌های خانوادگی محمد طلوعی مسعود بربر

داستان‌های خانوادگی، تربیت‌های پدر

کتاب «داستان‌های خانوادگی» اثر محمد طلوعی در واقع حاصل کنار هم نشستن دو مجموعه داستان از نویسنده است: «من ژانت نیستم» و «تربیت‌های پدر». چون من ژانت نیستم را قبلا …

داستان‌های خانوادگی، تربیت‌های پدر بیشتر بخوانید
مرزهایی که از ان گذشتی مسعود بربر مریم عربی

بادی بر فراز آب: یادداشتی بر رمان «مرزهایی که از آن گذشتی»

کافه داستان، مریم عربی:  «مرزهایی که از آن گذشتی» نه تنها مرزهای جغرافیایی که مرزها و خط قرمزهای پشت سر گذاشتۀ هریک از شخصیت‌هاست که گاه راه برگشتی برای خود …

بادی بر فراز آب: یادداشتی بر رمان «مرزهایی که از آن گذشتی» بیشتر بخوانید
استخوان علی اکبر حیدری مسعود بربر

درباره «استخوان» نوشته‌ی علی اکبر حیدری

استخوان علی اکبر حیدری داستانی پرکشش و سینمایی است با نثری تمیز و سالم که در روستایی کوچک حوالی تفتان می‌گذرد. همه عناصر لازم برای تبدیل شدن به یک اثر …

درباره «استخوان» نوشته‌ی علی اکبر حیدری بیشتر بخوانید