خانه > نوشتار > کتاب > بررسی کتاب > درباره «حفره»، نوشته‌ی محمد رضایی راد

درباره «حفره»، نوشته‌ی محمد رضایی راد

🖋️مسعود بُربُر

داستان‌هایی هستند که با توصیفات و شگردهای ادبی، جهانی زنده می‌سازند و مخاطب را با تصاویر تاثیرگذار جذب این جهان می‌کنند؛ داستان‌های دیگری هم هستند که با تعلیق و کشمکش و ماجرا مخاطب را با خود پیش می‌برند. «حفره» از اندک‌شمار داستان‌هایی است که هر دو این‌ها را با هم دارد.

حفره محمد رضایی راد

داستان تعقیب و گریز قاتلی سریالی و کارآگاهی که به دنبال او است و در این راه با تنش‌ها و معماها و خطرات درخور توجهی رو‌به‌رو می‌شود؛ و داستان پسرکی در یکی از جزیره‌های هور که از ترس عراقی‌ها تونلی زیرزمینی کنده و پنهان شده است.
محمد رضایی راد، قدرتمندانه مخاطب را به درون جهان داستان می‌کشاند و او را پابند قصه می‌کند. روایتی یک در میان، تا آن گاه که دلت نخلستان می‌خواهد بوی خاک و نموری تونل را با شرجی هور نفس بکشی و پیش از آنکه چنین جهانی دلت را بزند، ماجرای جذاب و ورق‌برگردان پلیسی، بلغزاندت به فصل بعد، جایی که اتفاقات پرشتاب دیگری به انتظارت نشسته‌اند و راهی جز ورق زدن و پیش رفتن در داستان برایت باقی نمی‌گذارند.
قاتلی که اصرار دارد نشانه‌ و امضایش را در هر قتل برای سرگرد آگاهی‌ای که پیگیر اوست به جا بگذارد و غافلگیرش کند و چابکی‌اش را به رخ او بکشاند، سرگرد خبره‌ای که در کشاکش میان قانون و انسانیت، به هر روشی برای پیشگیری از قتل‌های بعدی چنگ می‌اندازد، پرستاری که گویی ارتباطی دوسویه با قاتل و کارآگاه دارد و صدالبته پسربچه‌ای که به زیستن در تونل‌های زیرزمینی که با دست خود کنده خو گرفته و شهر و عالم خود را در جهانی متفاوت از ما شکل داده است؛ «حفره» داستان چنین شخصیت‌هایی است که در پله پله وقایع داستان شخصیت‌پردازی می‌شوند و مخاطب را با خود در دل ماجرایی مخوف و پرهیجان همراه می‌کنند.
کنار هم نشستن چنین شخصیت‌ها و ویژگی‌هایی از «حفره» داستانی پلیسی معمایی و در عین حال جدی ساخته که هم جهانی زنده و هم ماجرایی پیش‌برنده دارد و کتابی ورق‌برگردان پیش روی مخاطب می‌گذارد که نه تنها نمی‌توان آن را بست و کنار نهاد، که حتی نمی‌توان برای نفس‌گرفتنی زمینش گذاشت. داستانی از آن جنس، که اتفاقاً ادبیات داستانی این سال‌های ما از آن بسیار کم داشته و چه بسا که انتشارش جان تازه‌ای در فضای داستان معاصر بدمد و دایره مخاطبان داستان فارسی را به سهم خود گسترش دهد.

در گودریدز

یک نظر

  1. با سلام و احترام تبریک میگم به آقای محمد رضایی راد بابت رمان بسیار قوی و هیجان انگیز بنام حفره . بسیار لذت بردم از تازگی این کتاب و اینکه فرصت نفس کشیدن رو از من گرفته بود . جدا از شیوه نگارش و پازل های هولناک و درد آور این داستان چیزی که منو به یقین رساند به تصویر کشیدن جنگ به گونه ای دیگر بود که تا کنون بیان نشده بود . بار ها از خود می پرسیدم مگر می شود جنگ همیشه رنگ و بوی معنوی داشته باشد . از جنگ فقط مردان و زنان با ایمان و حسین فدا کار یادمان دادن غافل از اینکه در این رویا پردازی همیشه چیزی کم بود . بله صدمات روحی و روانی و جسمانی جنگ . نسل دوران گروه های انگیزشی . و کودکانی که ناخواسته تنها شدن ،فراموش شدن ، دیو شدن، ترد شدن و در آخر سر بداران میهن شدن . این یک قطعه از موزیک سمفونیک جنگ مقدس است.با جان دل به آن گوش دادم و اشک هایم را نثار قربانیان آن کردم . با تشکر از آثار ماندگار شما

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

رفتن به بالا