خانه > آرشیو نویسنده: مسعود بُربُر (برگه 92)

آرشیو نویسنده: مسعود بُربُر

نوروز در ایران زمین و فراتر

ز باغ ای باغبان ما را همی بــوی بهـار آید کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید کلید بـاغ را فردا هـــزاران خواستار آید تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنـار آید چو اندر بـاغ تو بلبـل به دیـدار بهار آید ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هـزار آید کنون گر گلبنی را پنج شش ...

متن کامل »

گامی که در سرزمین پارس پیمودیم و آمدیم

[singlepic=101,320,215,,center] * جمعه بیست و سوم بهمن ماه ۱۳۸۸ – ساعت ۹:۳۰ شب، خانه ‌ی آقای بزرگی در فیروزآباد [singlepic=95,120,180,,left]رفتیم معبد آناهیتا (در بیشاپور): آرامش بعد از ظهر در سنگ‌ هایی که انباشت زمانند. راه ‌آبه ‌هایی که هنوز خنکای آب بر غبارشان حس می ‌شود. هنوز سقف ‌ها پابرجاست. هنوز سنگ‌ ها بر سنگ ‌ها ایستاده ‌اند. هنوز ایزدبانو ...

متن کامل »

در جستجوی روایت پنهان: دارآباد ششم آذرماه ۱۳۸۸

[singlepic=92,320,240,,center] شاد و تندرست و آزادند در کوه. برای بالا رفتن، مسیر رودخانه ای را انتخاب کرده اند و یکریز از این طرف به آن طرفش می روند و باز برمی گردند همین طرف، تا بالاتر بروند. مسیر دشوارتر اما زیباتر را انتخاب کرده اند. آب، سنگ های خیس و غلتان، درختانی که برگهاشان زرد و سست شده و برگهایی ...

متن کامل »

هینزا

[singlepic=80,192,128,,right] در را باز می‌کنی و به نیایشگاهی در دل سنگ قدم می‌گذاری. نورخط اریبی که از ارتفاع شش متری سقف سنگی به داخل تابیده، غبار باستانی هوا را می‌ شکافد و در همین نور است که می‌بینی در دل سنگ، حفره ای هست که بر درش دریچه ای چوبی نهاده اند و به دریچه دخیل بسته ‌اند و پشت ...

متن کامل »

جستاری در سرنوشت رازورزان مشروطه

 محرمانه راپورت نمره ۵۹ «مردم نمی‌بایست در خیابانها در یکجایی گرد آیند. اگر کسانی نافرمانی نمودندی سپاهیان بایستی با شلیک تفنگ پراکنده شان گردانند. […] آنانکه با سپاه ستیزیدندی سپاهیان یارستندی آنانرا بزنند.» امروز جارکشیدند که بازارها باز شود، و بازاریان از ترس فرمان بردند و بازارها را باز کردند. همه نشانه‌های مشروطه از میان برخاسته، نه روزنامه‌ای، نه انجمنی، ...

متن کامل »

این صدای زباله است

[singlepic=76,226,168,,right]همهمه گردشگرانی که به کوه‌ های شمال تهران آمده اند، صدای شادی‌ هایشان، خواندن ‌هایشان و نفس زدن ‌هایشان همه جا می ‌آید. از میان این همهمه، صدای سوتی بلند می‌شود. گروهی پنج نفره، گرد چیزی ایستاده اند و در سوتشان می ‌دمند. توجه همه به سمت صدا جلب می ‌شود. روی سینه شان نوشته شده: «این صدای زباله است.»

متن کامل »

سوم تیرماه در تهران فرمانداری نظامی برپاگردید. لیاخوف بنیاد مشروطه را برانداخته بود

“چون آگاهی از این نافیروزی به لیاخوف رسید، فرمان داد دسته های دیگر قزاق که ۲۵۰ سواره و ۲۵ پیاده و ۴ توپ می بود، آهنگ مجلس کردند و در ساعت ۷ بود که این ها به جلو مجلس رسیدند. هم در زمان خود لیاخوف (به گفته براون با شش تن از سرکردگان روس با درشکه) به آن جا آمدند ...

متن کامل »

در جستجوی روایت پنهان: از آغاز، دانه های بینایی

دانه های بینایی جای دوری می بَرَدم. زمانی که می دانم بیش از چهار سال نداشته ام. از خانه ی گوهردشتِ باباامیر/ مادر، جاجیم روی تخت خواب فلزی شان یادم است با دانه ها و طرح های ریز نارنجی، سیاه و قرمز، راه راه، کنار هم، و دانه های بینایی که همین رنگ بودند، همین طور به صف، راه راه، ...

متن کامل »

احمدی نژاد؟ کرّوبی؟ میر حسین موسوی؟ یا مهاب قدس خدا آفرین؟

[singlepic=71,164,204,,right] یکم) دوستانی که من را می شناسند می دانند که هیچوقت از بحث های سیاسی استقبال نکرده ام، چون معتقدم بحث سیاسی را باید آدم های سیاسی متخصص بکنند؛ مثل زمانی که می رفتیم بوفه دانشکده حقوق از آن چایی های تقریباً یک لیتری گنده کوروش می خوردیم و دانشجویان علوم سیاسی با هم صحبت می کردند و چه ...

متن کامل »
رفتن به بالا