داستان »

جایگاه ادبیات داستانی در صدا و سیما

جایگاه ادبیات داستانی در صدا و سیما

مسعود بُربُر خرداد ۲۰, ۱۳۹۲ ۰

حکایات ادب فارسی بویژه در کتبی همچون جامع الحکایات سرشار از ایماژ و تصویرسازی های بکر و ویژگی های سینمایی است تا به آن حد که گاه خواننده آشنا به شگردهای داستان نویسی امروز

بیشتر بخوانید »
نقد و بررسی گورگاه

نقد و بررسی گورگاه

مسعود بُربُر اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۲ ۰

بازتاب زندگی:  موسسه خورشید نشستی با عنوان نقد و بررسی رمان گورگاه نوشته ع.ص. خیاط برگزار می‌کند که خود نویسنده نیز در آن حضور خواهد داشت. در این نشست دکتر امیرحسین ماحوزی، دکتر شروین

بیشتر بخوانید »
دیگر آفتاب را نخواهی دید

دیگر آفتاب را نخواهی دید

مسعود بُربُر مهر ۱۲, ۱۳۹۱ ۰

من‌هایی بر زمین افتاده، ساختمان‌هایی فرو ریخته‌اند. دودها تمام شده‌اند، دوده‌ها آرام می‌گیرند. سنگین  و خاکستری است هوا، خیل سپاهیان، نه، اینها تازه پیش‌قراولانند، بر جنازه‌های ملاحده و بت پرستان و خائنان پای می‌گذارند.

بیشتر بخوانید »
آغاز نام‌نویسی گام دوم کارگاه داستان‌ نویسی

آغاز نام‌نویسی گام دوم کارگاه داستان‌ نویسی

مسعود بُربُر شهریور ۱۴, ۱۳۸۹ ۱

خورشید: نام نویسی گام دوم کارگاه آفرینش جهان داستانی آغاز شد. آموزگار این دوره مسعود بُربُر است. در این گام زمان‌بندی، مکان‌سازی، پیرنگ، توالی خطی، زمانی و علّی اتفاقات در داستان بررسی، و به

بیشتر بخوانید »
آغاز نام‌نویسی دوره تازه کارگاه داستان‌ نویسی

آغاز نام‌نویسی دوره تازه کارگاه داستان‌ نویسی

مسعود بُربُر مرداد ۴, ۱۳۸۹ ۲

خورشید: نام نویسی کارگاه آفرینش جهان داستانی آغاز شد. آموزگار این دوره مسعود بُربُر است. برای نام نویسی می‌توانید با دفتر خورشید تماس بگیریدمحتوای کامل دوره را می توانید در این فایل ببینید: dastan.pdfپوستر دوره

بیشتر بخوانید »
آخرین نامه دیمیتریف

آخرین نامه دیمیتریف

مسعود بُربُر مهر ۲۳, ۱۳۸۴ ۶

الکساندرای عزیزم، ′۴۴و۸ صبح دیروز آخرین سیگارم هم تمام شد و من در این دو روز و یک شبی که بدون سیگار گذرانده‌ام مفهوم واقعی شکنجه را با تمام وجود حس کردم. در این

بیشتر بخوانید »
Another Requiem

Another Requiem

مسعود بُربُر شهریور ۲, ۱۳۸۴ ۲

توضیح: با هک شدن بلاگ اسکای مدتی هست که پسورد بلاگ رسمی ام را ندارم بنابراین کلاً آن را منتقل می کنم به سایت رسمی ام وبلاگ جدید را اینجا بخوانید اما مطلب تازه

بیشتر بخوانید »
سایه نیمروز

سایه نیمروز

مسعود بُربُر شهریور ۲, ۱۳۸۴ ۳

پسرک نشسته تکیه داده به دیوار و با خرده سنگ های روی آسفالت بازی می کند. بر می دارد سنگ ها را و کنار هم جمع می کند. ریزتر ها را بیشتر نگاه می

بیشتر بخوانید »
کباب ساکت

کباب ساکت

مسعود بُربُر آذر ۷, ۱۳۸۳ ۰

بنزین روی تن خوشبو نمی شود. نفت که اصلاً. سرخی ی گرد خورشید تازه در زمین فروریخته و دشت خالی، دشت خالی ی خالی، آرام تاریک می شود. تنها درخت وسط دشت، روی تپه

بیشتر بخوانید »
زنگ ها

زنگ ها

مسعود بُربُر آبان ۱۰, ۱۳۸۳ ۳

«روی پیانو را گرد گرفته است، و نت‌ها ماه‌هاست که ورق نخورده‌اند.» مدت‌ها بود که در خانه حرفی نگفته بود، و رنگ خانه را ندیده بود. پنجره را که خواست باز کند غیژغیژ فلز

بیشتر بخوانید »