داستان‌های خانوادگی، تربیت‌های پدر

masoudborbor جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹ ۰
داستان‌های خانوادگی، تربیت‌های پدر

کتاب «داستان‌های خانوادگی» اثر محمد طلوعی در واقع حاصل کنار هم نشستن دو مجموعه داستان از نویسنده است: «من ژانت نیستم» و «تربیت‌های پدر». چون من ژانت نیستم را قبلا خوانده بودم این بار به خواندن تربیت‌های پدر اکتفا کردم و درباره همان هم می‌نویسم.

مجموعه متشکل از ۶ داستان است که شخصیت محوری هر ۶ داستان ضیا، پدر راوی است. از همان اول تصویری زنده و کامل از شخصیت ضیا در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد که با خواندن هر داستان گوشه دیگری از زندگی و روحیات این شخصیت برایمان تصویر می‌شود. اما در این ۶ داستان، به دلیل تنوع شگفت‌انگیز فضاهای داستانی (و حتی ژانری)، نه تنها به ویژگی‌ها و قصه‌های مختلف زندگی ضیا، که با تنوع جذابی از جهان‌های ذهنی نویسنده روبه‌رو می‌شویم.

در داستان اول یعنی «تابستان ۶۳» (که به گمانم آن را بیش از همه دوست داشتم) با توصیفی دقیق و واقع‌نما از دستشویی یک قطار داستان آغاز می‌شود و بعد هر چه پیش‌تر می‌رویم ماجرایی خیال‌گونه خود را به داستان تحمیل می‌کند که هم در روایتی خواندنی و هم با ایده‌ای خلاقانه غنی شده است. گویا جایی در زندگی ضیا، گرهی، اختلالی، یا خطایی در نظام علت و معلولی آفرینش رخ داده و حالا امروزاثری از آن در جهان واقعی محمد (راوی که پسر ضیا باشد) یافت شده است.

داستان دوم، «نجات پسردایی کولی» در فضایی کاملا متفاوت، اگرچه همان‌قدر تصویری و ریزبینانه، رخ می‌دهد. داستان یکی از وقایعی که پس از انقلاب اسلامی بر یک خانواده طبقه متوسط ایرانی در گیلان گذشته و حالا پس از سال‌ها راوی با زخم آن بازی می‌کند.

داستان سوم «Made in Denmark» داستان ضیائی است که می‌خواهد مهاجرت کند، برای آن برنامه می‌ریزد، خیال می‌پرورد، بچه‌ها را آماده زیستن در سرزمین بیگانه می‌کند، بی آن که بداند همسرش در این باره چه می‌اندیشد و چه برنامه‌ای دارد. داستانی که با دوراهی بزرگ رفتن و ماندن پیش روی راویِ آن زمان چهارساله، لایه‌ای دیگر به خود می‌گیرد.

داستان «دختردایی فرنگیس» روایت تجربه مشترک جمعی از ایرانیان طبقه متوسط است در تلاش برای یافتن و ساختن و داشتن خانه در زمانه‌ای که سرنوشت همه چیز در هاله‌ای از ابهام بود. ضیا تصمیم گرفته دار و ندارش را در ساختن مجتمعی مسکونی سرمایه‌گذاری یا قمار کند و در میان پیچیدگی‌های حاصل از این وضعیت، رابطه ضیا با دختردایی فرنگیس ماجرا را پیچیده‌تر هم می‌کند.

داستان «مسواک بی‌موقع» در امیرآباد و از رابطه میان کوی دانشگاه و ساختمان‌های رو به رویش شکل می‌گیرد که برای من خوابگاهیِ دانشگاه‌تهرانی می‌تواند خاطره‌انگیز باشد. داستانی بخشی از زندگی دانشجویانی را روایت می‌کند که شاید برای نخستین بار جدا از قید و بندهای خانواده زندگی می‌کنند و البته نیازها و عواطف و شور جوانی ماجراهایی را در همین زمینه برایشان رقم می‌زند.

و سرانجام داستان آخر «انگشتر الماس» را شاید بتوان جانِ کلام این مجموعه داستان دانست اگر برای روابط انسانی جایگاهی در قلب داستان امروز قائل باشیم. ضیا و پسرش محمد که راوی داستان‌هاست، با همه مشکلات و چالش‌هایی که همیشه بینشان بوده و با خواندن پنج داستان قبلی دست کم از بخشی از آن آگاهیم، حالا باید در سفری چند روزه کنار هم باشند. نه فقط دور و بر هم، که همین‌قدر نزدیک: کنار هم.

شیرین بودن طنز روایت، موقعیت‌های چالش برانگیز در روابط انسانی و اجتماعی، نثر روان و خوشخوان، تنوع شگفت‌انگیز جهان داستانی و البته روایتی که همچون رودی بر بستر داستان می‌لغزد و پیش می‌رود، از «داستان‌های خانوادگی» مجموعه داستانی خواندنی و جذاب می‌سازد.

در گودریدز:


داستان‌های خانوادگی

View all my reviews

فرستادن دیدگاه »