نگاره: مرا به جنگل کوهستانی ببر، آنجا که خدایان، به آرامی، زیر شاخه‌های در هم و انبوه بازی می‌کنند. در گوشم نجوا کن، دستم را بکش و ببر پای بلوط پیر. جایی که نفسمان در نمی‌آید و کسی صدایمان را نخواهد شنید. ما بر بوی علف، ما در سایه‌‌سار زاگرس، ما با لبخند، می‌میریم. -ریجاب، سرپل‌ذهاب

مسعود بُربُر شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۰
نگاره:  مرا به جنگل کوهستانی ببر، آنجا که خدایان، به آرامی، زیر شاخه‌های در هم و انبوه بازی می‌کنند. در گوشم نجوا کن، دستم را بکش و ببر پای بلوط پیر. جایی که نفسمان در نمی‌آید و کسی صدایمان را نخواهد شنید. ما بر بوی علف، ما در سایه‌‌سار زاگرس، ما با لبخند، می‌میریم. -ریجاب، سرپل‌ذهاب

فرستادن دیدگاه »