نوروز در ایران زمین و فراتر

مسعود بُربُر شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۹ ۱

ز باغ ای باغبان ما را همی بــوی بهـار آید
کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید

کلید بـاغ را فردا هـــزاران خواستار آید
تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنـار آید

چو اندر بـاغ تو بلبـل به دیـدار بهار آید
ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هـزار آید

کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شـمار آید
چنان‌دانـی که هرکس را همی زو بـوی یار آید

بهـار امســال پنداری همی خوشـتر ز پــار آید
وزین خوشتر شود فردا که خسرو از شکـار اید

بدین شـایستگی جشنـی بدیــن بایستگی روزی
ملک را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی

در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند. همچنین برخی از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده اند. اما در گاتهای اوستا نامی از نوروز برده نشده است.
کوروش بزرگ، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد یعنی بیش از دو هزار و پانصد سال پیش، جشن ملی اعلام کرد. آیین‌ نوروز در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. از زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند. داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است. در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.
اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.
در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد.
در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. استفاده از این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری اکنون بیش از هزار سال است که آغاز شده.
منطقه‌ای که در آن جشن نوروز برگزار می‌شد، امروزه شامل چند کشور می‌شود. نوروز همچنان در این کشورها جشن گرفته می‌شود. جغرافیای نوروز با اسم نوروز یا مشابه آن به سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان و آسیای میانه، چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، آسیای کوچک، سراسر قفقاز تا آستراخان، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت محدود می‌شود.
همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمین‌هایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته می‌شد، اما امروزه جشن‌هایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار می‌شود. با وجودی که بسیاری از آیین‌های نوروزی در این کشورها به‌صورت مشابه در این کشورها برگزار می‌شود، اما برخی آیین‌های نوروز در این کشورها دارای تفاوت‌هایی با یکدیگر هستند. به‌طور مثال در افغانستان در روز اول نوروز، سفره هفت‌میوه می‌چینند ولی در ایران، سفره هفت سین می‌اندازند.
نوروز به ‌عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هر ساله برگزار می‌شود. البته برگزاری جشن نوروز به ‌صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومت‌ها برای مدت‌ زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌گونهٔ پنهانی و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند. همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با نام جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند.
*******
در خود ایران نیز مخالفت با برگزاری نوروز پیشینه ای دراز دارد. امام محمد غزالی در کیمیای سعادت نوشته بود: «… اظهار شعار گبران حرام است بلکه نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد…»
مرتضی مطهری بزرگداشت چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌دانست، و آیین نوروز را «ضد اسلام». آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی نیز گفته: «امیدوارم عیدغدیر جای نوروز را بگیرد» اما نوروز علیرغم این مخالفت ها همواره پا را از ایران زمین بزرگ نیز به سرزمین های فراتر گذاشته است
در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۸۸، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد. در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسید.
و سرانجام مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ خود یعنی کمتر از یک ماه پیش، ۲۱ ماه مارس (اول فروردین) را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.
در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بین المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت. گرچه سرزمین مادری نوروز حال و روز دیگری دارد.
نسیمِ صبحِ عنبـر بیز شد بر توده‌ی غبـرا
زمینِ سبزِ نسرین خیز شد چون گنبدِ خضرا
ز فیضِ ابرِ آزادی زمینِ مرده شـده زنده
ز لطفِ بــادِ نوروزی جهانِ پیر شد برنا

یک دیدگاه »

  1. International Professional Journalism Watch پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۹ at ۶:۲۱ ب٫ظ - پاسخ

    Are you a professional journalist? You write very well.

فرستادن دیدگاه »