دنیا در عصر نشانه

مسعود بُربُر چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ ۰

زمانی هست که ننوشته ام و از عالم وبلاگ نویسی دورم. دی روز با محمد توکل ۱۲ به در را که جاده چالوس رفتیم برگشتنه گفتیم سری بزنیم به سینما ساویز (گوهردشت کرج) و فیلم « دنیا» را اکران می کرد. فیلمی که از لحاظ ساختاری نتیجه ی عینی ی ساختار اجتماعی ی مملکت مان است و همین ویژگی ش چیز هایی در ذهن م آورد که دوباره می نویسم. فیلم داستان یک حاجی ی مکه ندیده است و کارش معاملات املاک است. با زنی آشنا می شود که از خارجه آمده و عاشق او می شود و … . موضوعی هرچند تکراری ست اما جای مانور خوبی دارد. فیلم با ریتمی خوب پیش می رود ( هر چند که حاجی آدمی ظرف یک ماه این همه تغییر نمی کند، اما ریتم فیلم به گونه ای هست که یک ماه را خیلی بیش از این ها نشان می دهد) و ساختاری شکیل دارد. بازی خوب شریفی نیا و قابل قبول هدیه تهرانی ارضا کننده است اما … این ساختار خوب در نهایت به گند کشیده می شود. مثل بیشتر فیلم های سطح پایین و حتا سیما فیلمی، فیلم نامه در پایان فقط در پی بستن داستان است و نوعی ماست مالی همیشگی… از همان نوع که در بنیان جامعه شکل گرفته است. از همان گونه که حتا جنبش های پیش روی ادبی مان هم بدان دچار است: ایده ای عالی و دیدگاهی خلاق با هم در می آمیزند، ساختار میگیرند و در نهایت به گند کشیده می شوند! از همان گونه که ساختار سیاسی مان بدان دچار است: خاتمی می خواهد اصلاحات را به رخ ملت بکشد پس باید کاری نو بکند. سلسله قتل های زنجیره ای سرمنشاخود را در وزارت اطلاعات پیدا می کند ، اگر دوره ی هاشمی بود همه چیز پشت پرده حل می شد اما خاتمی اصلاح طلب است پس کاری می کند در تاریخ ایران و حتا خیلی از جوامع دمکراتیک بی سابقه. به مردم اعلام می کند که قتل ها در ساختار خود نظام حاکم ریشه دارد. شایسته ی تقدیر است. کاری نو و ارزنده اما… در نهایت دولت می ماند در این که این بازی چگونه پایان یابد وجز به یک ماست مالی ی وقیح ره نمی یابد و سروته قضیه را با واجبی هم می آورد. همان گونه که کارگردان (یا نویسنده ی دنیا سر و ته فیلم را…)

شاید گفته شود فیلمی در این سطح برای بررسی ی این همه جول یک جامعه [ جول= عمیق، گود]، زیادی سطحی است همان طور که لایه های سیاسی لایه های سطحی ی تحلیل های جامعه شناسیک هستند و … اما فراموش نکنیم که رولان بارت در کتاب System de la Mode ساختارهای زبانی را که ژرفی ترین لایه های ساختاری را برمی گرداند واصولاً ساختارگرایی ادبی را با بررسی شماره های پیاپی مجله ی مُد لباس به مدت یک سال و با بررسی آگهی های تبلیغاتی به بهترین وجه ممکن و کامل تحلیل می کند. جامعه ی ایران آشفته است . در بنیان خود از آشفتگی شکیل شده و این را با براهین فلسفی و استنتاجات “جول”  روان شناسیک و جامه شناختی به سادگی نمی توان نشان داد و ریشه یابی کرد اما با کوچک ترین مثالی از لایه های سطحی ی اجتماع می توان نشان داد و دید که آشفتگی از سر تا پا مان می ریزد و این فقط و فقط از گذار سنت به مدرنیته نتیجه نمی شود…

فرستادن دیدگاه »